۱۳۸۹ فروردین ۱۶, دوشنبه
۱۳۸۸ اسفند ۱۲, چهارشنبه
شیعه کیست ؟ سنی کیست ؟
خدایا:
کافر کیست؟ مسلمان کیست؟ شیعه کیست؟ سنی کیست؟
مرزهای درست هرکدام ، کدام است؟
من آرزو می کنم که روزی سطح شعور و شناخت مذهبی ، در این تنها کشور شیعه جهان ، به جایی برسد که سخنگوی رسمی مذهب ما «فاطمه» را آنچنان که سلیمان کتانی - طبیب مسیحی - شناسانده است، و «علی» را آنچنان که دکتر جورج جرداق - طبیب مسیحی - توصیف میکند و «اهل بیت» را آنچنان که ماسینیون کاتولیک تحقیق کرده است و «ابوذر غفاری» را آنچنان که جودة السحار نوشته است و حتی «قرآن» را آنچنان که بلاشر - کشیش رسمی کلیسا - ترجمه نموده است و «پیغمبر» را آنچنان که ردنسن - محقق یهودی - میبیند، بفهمد و ملت شیعه و محبان اهل بیت و متولیان رسمی ولایت و مدعیان مذهب حقه جعفری روزی بتوانند به ترجمه آثار این کفار رسمی!! توفیق یابند.
خدایا این مردم شیعه اند ، شیعه علی ، تنها پیروان اهل بیت ، تنها ملتی که حق را تشخیص داده اند و چهره پرشکوه علی را و عظمت های خاندان علی را یافته اند؟؟
و دکتر بنت الشاطی ، استاد دانشگاه و نویسنده توانایی ، که قلمش و عمرش همه در خدمت زنان اهل بیت ، که میگفت:(من در این خانه زندگی میکنم )، سنی است؟
و بلاشر که روحانی رسمی مسیحیت بود و چهل سال در تحقیق و ترجمه قرآن رنج برد و بر روی آیات کور شد کافر است؟
و ماسینیون که دریایی از دانش بود و ۲۷ سال تمام در زندگی سلمان، نخستین بنیانگذار تاریخ شیعه در ایران، غرق شد و هرگاه از فاطمه ، از عرفان اسلامی و از سلمان سخن میگفت ، سراپا مشتعل میشد کافر است؟
خدایا:
به من بگو ، تو خود چگونه میبینی؟ چگونه قضاوت میکنی؟
آیا عشق ورزیدن به اسمها تشیع است؟ یا شناخت مسمی ها ؟؟
«دکتر علی شریعتی
ر حیرتم ز چرخ که آن مرد شیر گیر
با دست روبهان دغل شد چرا اسیر
آن شاهباز عزٌ و شرف از چه از سریر
با های و هوی لاشخوران آمدی به زیر
این آتشی که در دل این مُلک شعله زد
با نیروی جوان بُد و با فکر بکر پیر
با عزم همچو آهن آن مرد سال بود
با جوی های خون شهیدان سی تیر
با مشت رنجبر بُد و فریاد کارگر
با ناله های مردم زحمتکش و فقیر
با خشم ملتی که به چنگال دشمنان
بودند با زبونی یک قرن و نیم اسیر
با آن که خفته است به یک خانه از حلب
با آن که ساخته است یکی لانه از حصیر
با مردمی که آمده از زندگی به تنگ
با ملتی که گشته است از روزگار سیر
افسوس شیخ و نظامی و مست و دزد
چاقو کشان حرفه ای و مفتی اجیر ....
« دکتر علی شریعتی »
۱۳۸۸ اسفند ۹, یکشنبه
كوراوغلو
صحبت درباره كوراوغلو اين دلاورمردترك بسي سخت است ولي بايدگفت. كسي كه وقتي زنده بود لرزه براندام هرچه خان پاشا وپادشاهان مي انداخت ونمي ذاشت هيچ كدام آن ها راحت بخوابند وآن ها مي خواستند باترفندهاي مختلف اوويارانش رابه چنگ بياندازن ولي نمي توانستن او رابه دست آورن وروز به روز برطرفدارانش افزوده مي شدواوتا جان دربدن داشت با آن ها جنگيدتاچهره نحس آن ها راازروي زمين بردارد.اين است حكايت دلاورمردان ترك كه نمونه بارز آن درعهدحاضر ستارخان وباقرخان است كه تا جان دربدن داشتندازحيثيت اين آب وخاك دفاع كردنونذاشتن قطعه اي ازاين خاك به دست بيگانه بيفتد مگر با توطئه چيني بعضي ها
۱۳۸۸ بهمن ۱۳, سهشنبه
فرهنگ عروسي كردن درآذربايجان
خواستگاری (الچی گدمه )
در زمانهاي قديم مادر و يا عمه يا يكي از نزديكان آقا پسردر جاهاي عمومي ـ مسجد ـ عروسي ـدختري را ميپسنديدند و بعد از آنكه پسر را در جريان امر قرار دادند روزي را تعيين ميكردند بهخواستگاري دختر بروند. خواستگاري هم عموما در مواقع عصر انجام ميگرفت. شخصي را بنام ايلچيبه خانه عروس ميفرستند بعد از چندي كه در خانه نشستند يكي از افراد كه از ديگران زرنگتر و پرروتربود سر سخن را باز ميكند و هدف را بيان ميكند بعد از چند مدتي او را به اتاق دعوت ميكردند(عروس) در حاليكه نگران و ترس او را فراگرفته وارد اتاق ميشد دربعضي موارد اتفاق ميافتد كهشربت و چاي را به زمين و يا لباس مهمانان ميريخت و بعد ازچند روزي يك نفر دوباره بخانه دختر مراجعه مينمايد و اگر مورد موافقت قرار گرفت خانواده پسر رادر جريان امر قرار ميدهد.
تي خانواده دختر با ازدواج دخترشان موافقت كردند شخصي را تعيين ميكردند براي تعيين مهريهدر خانه دختر جمع ميشوند چند نفر از خانواده دختر و چند نفر از خانواده پسربه خانه دختر ميروندو پس از صرف شام تعيين مهريه مسايلي را مطرح ميكنند وقتي مورد موافقت قرار گرفت كله قندي را ازطرف خانواده داماد به همراه خود ميآورند آن را خرد ميكنند
عقد کنان (کبین کسمه )
وقتي كه تعيين كرده بودند عدهاي از خانواده دختر و عدهاي هم ازخانواده پسر در خانه دختر جمع ميشوند قبلا كه مهريه را تعيين كرده بودند در آن مجلس مينشستندبعد از آنكه مقداري صحبت ميشود ملاي محضر وارد مجلس ميشود و پس از نوشتن دفتر و امضا دفترتوسط شهود و خود آقا داماد كه در اتاقي ديگر حضور دارد دفتر را امضا ميكند بعد ملا دفتر را برميداردو وارد اتاق خانمها ميشود. بعد از آنكه عروس و جواب بلي از او شنيد از او هم امضا ميگرفت بعد ازمدتي دفتر را برميداشت وارد مجلس ميشد و سكوت مجلس را ميشكست و شيريني را كه به همراهخود بردند آن را ميخورند و ملا هم صيغه عقد را خوانده و بدين ترتيب دختر خانم زن دائمي آقا پسرميشود و مهمانان با گفتن مبارك باد خداحافظي ميكردند و ميرفتند
ارچه بران ( پالتار کسمه )
پس از چندي روزي را تعيين ميكردند و در آن روز عدهاي از خانواده آقا داماد و عدهاي هم ازخانواده عروس خانم به بازار ميرفتند براي عروس خانم و ساير افراد خانواده خريد ميكنند. خانوادهعروس نيز براي آقا داماد پارچه ـ كت و شلوار ميخريدند اين پارچهها را طي تشريفاتي درون خونچههاگذاشته به خانه عروس خانم ميفرستادند
حنابندان (حنا آغشامی)
همچنين روزي را تعيين ميكردند و شب آن روز خانمها در خانه عروس خانم و آقايان هم در خانهآقا داماد دور هم جمع ميشوند و تا صبح بيدار ميماندند و به رقص و پايكوبي ميپردازند و خانمها همدر خانه دختر جشن ميگيرند. در نيمههاي شب از نزديكان عروس خانم دست و پاي او را با حنا زينتميدادند و آقايان هم در خانه داماد به چنين كاري دست ميزدند. بزرگترها در ساعات اوليه شب پس ازخوردن شيريني و چاي خداحافظي كرده و خانه را به جوانان ميسپردند تا آنها بدون خجالت و با خيالآسوده حاضر به جشن و پاكوبي بپردازند. افراد شوخ طبع با حركات و گفتههاي خود مردم راميخنداندند . و حضور عاشقها در مجلس باعث ميشد تا زينت خاصي به آن بدهد و اين هم بستگي بهاقتصاد خانواده داشت
بردن عروس خانوم ( گلین گلمه )
روس خانم از پدر ومادر و ساير اعضاي خانواده خود خداحافظي كرده و راهي خانه شوهرميشود. در زمانهاي قديم ماشين وجود نداشت و عروس خانم را با پاي پياده به خانه شوهر ميبردند وتعدادي از همراهان عروس خانم او را تا خانه شوهر همراهي ميكنند و آتشي كه در پشت بام روشنميكنند آقا داماد به پشت بام ميرود و سيبهايي را كه در دست دارد آنها را بطرف عروس خانم پرتابميكنند و جوانان سعي ميكنند كه يكي از اين سيبها را بعنوان تبريك و شادي بدست آورند. همچنينمقداري پول خرد و شيريني كه جمع كرده بودند آنها را هم به سر عروس خانم ميريزند و هر كدام ازجوانان سعي ميكنند آنها را بگيرند چون تبرك دارد. بعد بهرقص و پاكوبي مشغول ميشدند. برادر كوچك آقا داماد با يكي از افراد فاميل شالي را كه قبلا آماده كردهبود به پيش عروس خانم رفته و آن را به دور كمر عروس خانم ميبندد هنگاميكه كمر عروس را پدرشوهر يا برادر كوچك شوهر ميبندد عروس را ميخواهند به خانه داماد ببرند. باياتيهاي زير را در روزپاتخت (بندي تخت) ميخوانند. (البته اين مرسم وساير مراسم عروسي مفصل برگزار مي شد
ئيدي اوغلان ايستهرمآچيلان آيدا گلين
مراسم ازدواج در استان آذربایجان شرقی
آذربایجان شرقی با سابقه ی پیشینه و کهن فرهنگی و اجتماعی خود دارای آداب و رسوم سنن جالب و خاصی است که از جذابیت و ویژگی منحصر برخوردار است که از باورهای دینی و قومی و مذهبی است نشات گرفته است این آداب و رسوم و سنن اجتماعی و روشهای برگزاری آن طی سالیان دراز نگهداری شده و به نسل ملاصدرا رسیده است . ازدواج پیوند مقدسی است که در میان مردم آذربایجان از ارزش و احترام والایی برخوردار است و این امر باعث شده است که مراسم مربوط به آن را هر چه با شکوهتر و زیباتر برگزار نماید مراسم ازدواج در سراسر آذربایجان به طور کلی به یک شکل ولی با تفاوت اندکی برگزار می گردد. در آذربایجان در ماههایی به چند از ماه رمضان عدم ، صفر خصوصا" در اعیاد ملی و مذهبی برگزار می گردد. در آذربایجان مرسوم است که دختر یا از طرف پسر یا طرف خواهر و مادر خود انتخاب می شود. پس از انتخاب خانواده ای مناسب مراسم ائلچی لیک ( خواستگاری ) انجام می گردد. فرهنگ و ادبیات مردم آذربایجان در هنگام ائلچی لیک ترانه های شیرین و دلنوازی به عده نوازندگان محلی از طرف اطرافیان پسر خوانده می شود که در این ترانه ها از دختر خواستگاری می کند. که از ترانه درونی که خوانده می شود ذکر می گردد:
ال آلما گلمیشه م شال آلماغا گلمیشه م الا گوز بیگ اوغلانا یار الماغا گلمیشه م
در روز تعیین شده عده ای از بزرگان و ریش سفیدان ممانین به خانه ی دختر دعوت می شوند تا بر طبق رسوم و سنت معمول مبلغ مهریه را تعیین کنند. البته در میان عشایر آذربایجان برخی از نقاط آن مرسوم است که خانواده مبلغی را به عنوان باشلیق ( که معادل آن در بین دیگر استانها شیر بها می باشد دریافت می کنند. پس موافقت کله قندی را که از طرف خانواده پسر آورده شده است به وسیله ی یکی از بزرگان شکسته شده در سر کله قند را که هر کس به مادر دختر بدهد از او هدیه ای دریافت خواهد کرد. پس از مراسم بله و برون ( سوز دانیشما ) مقدمات عقد که شامل خرید انواع پارچه های رنگی و طلا جواهر برای عروسی و هدایایی به عنوان خلعت برای خانواده ی عروس می باشد فراهم می گردد در یک روز خجسته با دعوت تعدادی از نزدیکان و بزرگان با حضور روحانی در خانه دختر برگزار می شود در هنگام خواندن خطبه ی عقد دختران دم بخت پارچه ی سفیدی را روی سر داماد و عروس گرفته ( تکه هایی از قند را به علامت طلاوت و شیرینی و دوام زندگی عروس و داماد به یکدیگر می سایند ترانه های محلی شادی را می خوانند در زمانهای گذشته ملاقات دختر و پسر با ترس و لرز در صورت معایه بودن و نزدیکی خانه هایشان در دل شب با یکدیگر ملاقات می کردند. و بایاتی هایی را برای یکدیگر می خواندند که در روستاهای آذربایجان رسوم است که در شب چهارشنبه سوری داماد از روزنه ی بام خانه ی دختر ( قورشاق ) یا شال کمر را آویزان می کند و خانواده ی دختر به آن شال جوراب و دستمال یا هدیه دیگر می بستند که یکی از زیباترین مراسم آذربایجان است و مصدق شعر استاد شهریار است که می گوید:
بایرام دی گئجه قوشو اخوردی اداخلی قیز بیگ جورابین توخوردو
هرکس شالینی بیر باجادان سوخوردو ای نه گوزل قایدادی شال سال لاماق
شالینا بایرام سنین باغ لاماق
طبق آداب و رسوم آذربایجان دختر تا زمانی که در خانه ی پدر خود هست از طرف خانواده ی پسر در چهارشنبه سوری ( چهارشنبه لیغ ) که شامل آجیل و شیرینی و هدایای دیگر به خانواده ی عروس فرستاده می شود . در آذربایجان مرسوم است که پس از مراسم عقد خانواده دختر یا پسر اقدام به پا گشایی ( ایاق آشما ) می کنند خویشان و نزدیکان عروس و داماد آنها را صرف نهار و شام دعوت کرده و به این ترتیب پای عروس و داماد برای رفت و آمدهای فامیلی باز می شود یکی دیگر از آداب و رسوم جالبی که قبل از عروسی صورت می گیرد ارسال هدایایی به خانواده هایی که عزادار هستند می باشد که معمولا" از طرف خانواده ی دختر یا پسر صورت می گیرد تا هم از آنها اجازه برگزاری مراسم را بگیرند و هم آنها لباس عزای خود را در بیاورند که به این کار ( یاس لاماق ) گویند و به فردی که این کار و یا رسم را بر جای می آورند ( زرن کش ) گویند.
از توافق طرفین مراسم جشن عروسی برگزار می شود و شور و شوق زیادی در خانواده ی دختر و پسر به پا می شود در خانه ی داماد بعد از آرایش داماد قربانی کردن گوسفندی با گوشت آن غذایی پخته و با شام از میهمانان پذیرایی می شود و پس از شام مراسم جشن و پایکوبی و رقص سنتی آذربایجان شروع می شود و کسانی که در جشن دامادی شرکت دارند به سلامتی داماد و برای خواندن هر ( ترانه محلی ) و رقص جوانان پولهایی را به عنوان ساباش هدیه می کنند که یکنفر از ریش سفیدان آنها را جمع آوری و به داماد می دهد در مراسم جشن عروسی هنوز نوازندگان محلی ( عاشیقلار ) گرمی و شادی و رونق بیشتری به مجلس می دهند و جوانان با رقص محلی آذری هیجان خاصی در مجلس بر پا می کنند و عاشیقها با خواندن بایاتیهای که آنرا ( قراباغ شکسته هی ) گویند این شادی و سرور را صد چندان می کند که گزیده ای از این بایاتی ذکر می گردد:
جیبینه توکموشم نوغوللو بادام تویونو ائله دیم اور گدن شادام
یاشاسین، ای بورا یغیشان آدام
ای بیگ گوروم تویوم مبارک اولسون ساغدوش، سولدوش الین وارالسوم
در این مراسم افرادی که رابطه ی دوستانه نزدیکی دارند خود را به عنوان ساغدوش و سولدوش داماد اعلام می کنند و در این مراسم از طرف پدر داماد هدایایی به ساغدوش و سولدوش داده می شود همزمان با این کار ها در خانه داماد ، مراسم جشن و پایکوبی و رقص در خانه ی دختر نیز بر قرار است. شب خانواده ی داماد عده ی زیادی از دوستان و آشنایان را برای بردن عروس به خانه ی عروس می آیند تا عروس را با شادی و سرور به خانه ی بخت ببرند در این هنگام پدر عروس در دم خانه جایی که مردم با هلهله و شادی منتظر عروسی هستند به گوش دختر زمزمه می کند و چنین دعای خیر می دهد : « اوغللو قیزلی اولاسان وارلی دولولی اولاسان قان اتائین، قاین آنانین سوزنده اولاسان خوش گونلر گوره سن ... انشاءالله » . در آذربایجان در موقع بردن عروس ترانه های محلی زیبایی خوانده می شود مانند : « وردیک بیردانا الدیق بیر سونا ای قیز اناسی قال یانایانا ». وقتی عروس به خانه ی داماد می رسد می ایستد و حرکت نمی کند تا پدر بیاید و به عروس یک تحفه و هدیه ی مناسب بدهد و اجازه ی ورود به خانه را بدهد. بر طبق رسوم و سنن آذربایجان درشب عروسی عروس را روی صندلی می نشانند و روی سر او کاسه ای می گذارند تا بر داخل آن پول بریزند در این میان ساغدوش عروس کاسه را برداشته و فرار می کند و عروس او را گرفته و هدیه ای به او می دهد و این مراسم را دوواق قاپماق گویند. در صبح عروسی یا چند روز بعد از آن اقوام و خویشان نزدیک خانواده ی عروس و داماد به عنوان پاتختی به خانه ی عروس و داماد می روند و آغاز زندگی جدید را به آنان تبریک می گویند و هدایایی را به آنها تقدیم می کنند و خانواده ی داماد با ناهار از آنها پذیرایی می کنند این چند سطر گذری کوتاه بر مراسم عروسی در آذربایجان بوده است.
اشتراک در:
پستها (Atom)